|
مشکلات دوره ی راهنمایی کم بود آهن وکم خونی کمبود اهن و کم خونی ناشی از آن از مشکلات عمده تغذیه ای و بهداشتی در کشور است .گروه هایی که بیشتر در معرض کم خونی فقر آهن قرار دارند عبارتند از :شیرخواران - کودکان زیر ۶ سال - نوجوانان - دختران نوجوان و زنان در سنین باروری به ویژه زنان باردار -پسران نوجوان و مردان بالغ هم ممکن است دچار کم خونی فقر آهن بشوند اما این خطر در بین آنان کمتر است . کودکان سنین مدرسه خصوصاْ اگر متعلق به خانواده هایی باشند که از نظر اقتصادی اجتماعی در سطح پایین قرار گیرند ممکن است به درجاتی از فقر آهن و کم خونی ناشی از ان مبتلا شوند . در مناطقی که آب آلوده است و وضعیت بهداشت محیط در سطح مطلوبی قرار ندارد ممکن است دریافت آهن از طریق مواد غذایی کافی باشد ولی ابتلا به بیماریهای عفونی و انگلی موجب سوء تغذیه پروتئین انرژی گردد که خود روی جذب آهن اثر دارد . عوارض مهم فقر آهن عبارتند از : رنگ پریدگی دائمی زبان و مخاط داخل چشم و لب ها - کم رنگ شدن خطوط کف دست - بی تفاوتی - احساس ضعف و خستگی و بی حسی - سیاهی رفتن چشم - سرگیجه - سردرد - بی اشتهایی - حالت تهوع و خواب رفتن و سوزن سوزن شدن دستها و پاها - کاهش قدرت یادگیری - عدم تمایل به فعالیتهای فیزیکی مثل ورزش . در موارد شدید تنگی نفس و تپش قلب و ورم قوزک پا همراه است .کودک پس از این مرحله از ذخایر بدن خود استفاده می کند و در صورتی که ذخایر کاهش یابد کم کم وارد مرحله کم خونی فقر آهن میشود . کم خونی فقر آهن در کودکان سنین مدرسه موجب کاهش قدرت یادگیری میشود.ضریب هوشی این کودکان ۵ تا ۱۰ امتیاز کمتر از حد طبیعی برآورده شده است هم چنین این کودکان میزان ابتلا به بیماریهای عفونی بیشتر است زیرا سیستم ایمنی انان قادر به مبارزه با عوامل بیماری زا نیست. تر س ازمدرسه ترس از مدرسه . اجتناب از مدرسه و امتناع از مدرسه اصطلاحاتی اند که نوعی اختلال اضطابی را در بچه هایی توصیف می کنند که ترسی پایدار و غیر منطقی از مدرسه رفتن دارند . رفتار این گونه بچه ها با بچه های مدرسه گریز که هیچ نگرانی از عدم موفقیت در مدرسه ندارند متفاوت است .بچه هایی که ترس از مدرسه دارند میخواهند در تماس نزدیک با والدین خود باشند در صورتی که بچه های مدرسه گریز اینگونه نیستند . بچه هایی که دارای ترس از مدرسه هستند اغلب نا مطمئن و حساس اند و نمی دانند چگونه بر هیجانات خودفائق آیند.آنان مضطرب به نظر می رسند و ممکن است از نظر جسمی باحضور در مدرسه ناخوش و مریض گردند . نشانه های ترس از مدرسه 1. شکم دردهای مکرر و دیگر ناراحتی های جسمانی از قبیل تهوع استفراغ اسهال خستگی یا سردردی که علل جسمانی ندارند . 2. محکم چسبیدن به والدین و یا پرستار یا کج خلقی و وحشت زدگی در هنگام جدا شدن از آنها. 3. ترس از تاریکی یا تنها بودن در یک اتاق . 4. وحشت از خوابیدن یا دیدن کابوسهای شبانه . 5. ترسهای اغراق آمیز از حیوانات غولها و دیوها . مدرسه و غیره . 6. نگرانی مداوم از سلامتی خود و دیگران . علل ناشی از مسایل خانه و خانواده 1. تجربه کردن یک تغییر خانوادگی مانند : جابه جایی - مریضی - جدایی - متارکه - مرگ - افسردگی یا مشکلات مالی . 2. عدم حضور در مدرسه به علت یک بیماری دراز مدت . 3. برخورداری از توجه تمام و کمال یکی از والدین هنگام حضور در خانه . 4. داشتن یک پدر و یا مادر بیش از حد حامی که این فکر را تقویت کند که دور شدن از او خطرناک است . 5. نگرانی از یک واقعه قریب الوقوع در خانه . 6. اجازه داشتن برای تماشای تلویزیون . انجام بازیهای کامپیوتری و 7. بازی با اسباب بازی ها به جای انجام تکالیف مدرسه . 8. ترس از اینکه هنگامی که وی در مدرسه است ممکن است یک بزرگسال به اعضای خانواده او صدمه بزند . 9. ترس از خشونت همسایگان - توفان - سیل - آتش سوزی و غیره ارسالی از علی جمشیدیان |
عوامل تربیت فرزند صالح از منظر امام حسن مجتبی علیه السلام
طلیعه
موضوع شناختن عوامل تربیت در این مقال، افزون بر اهمیتی که در خود مسئله تربیت است، به دیدگاههای شخصیتی برمیگردد که خود، نمونه بارزی از یک انسان کامل و تربیتیافته در مکتب نبوی، علوی و فاطمی است. همچنین او پرورشدهنده فرزندانی است که هر کدام، اسوههایی عالیاند و تجلی ارزشهای والای انسانی در تاریخ بشر شمرده میشوند؛ همان شخصیتی که پیامبر اکرمصلیاللهعلیهوآله درباره مقام ارجمند وی میفرماید: «اَمَّا الْحَسَنُعلیهالسلام فَاِنَّهُ ابْنِی وَوَلَدِی وَمِنِّی وَقُرَّةُ عَیْنِی وَضِیَاءُ قَلْبِی وَثَمَرَةُ فُؤَادِی وَهُوَ سَیِّدُ شَبَابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ وَحُجَّةُ اللهِ عَلَی الْاُمَّةِ اَمْرُهُ اَمْرِی وَقَوْلُهُ قَوْلِی مَنْ تَبِعَهُ فَاِنَّهُ مِنِّی وَمَنْ عَصَاهُ فَلَیْسَ مِنِّی؛[1] حسن، پسر من، و فرزند من و از من است، او نور چشم من و روشنایی قلب من ، و میوه جان من است، او سید و آقای جوانان اهل بهشت و حجت خدا بر امت من است. دستورهای او دستورهای من و سخن او سخن من است. کسی که از او پیروی کند او از من است و کسی که با دستورهای او مخالفت کند از من نیست.»
همچنین درباره اسوه تربیتی بودن او و پدر و مادرش فرمود: «اِنَّ اللهَ جَعَلَ عَلِیّاً وَزَوْجَتَهُ وَاَبْنَاءَهُ حُجَجَ اللهِ عَلَی خَلْقِهِ، وَهُمْ اَبْوَابُ الْعِلْمِ فِی اُمَّتِی، مَنِ اهْتَدَی بِهِمْ هُدِیَ اِلَی صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ؛[2] خداوند، علی و همسرش، [فاطمه] و فرزندانش را حجتهای ...
ادامه مطلب
مبادا زنجیر شیطان را باز کنید
منبع: http://www.untibad.blogfa.com/post-349.aspx
مبادا با دست خود زنجیر شیطان را باز کنید که خدا او را برشما مسلط کند شیطان در ماه مبارک رمضان بسته است. عملاً کاری نکنید که باز شود. او فقط از دور پارس میکند، مبادا با دست خود زنجیرش را باز کنید؛ که خدای سبحان او را بر شما مسلط کند.

همسو با تلاش برای بازتاب نظر مراجع تقلید و بزرگان دینی در مورد ماه مبارک رمضان و فضائل ضیافت الله در این یادداشت نیز نگاشتههای آیت الله جوادی آملی در باب موقعیت شیطان در ماه میهمانی خدا برای علاقه مندان به بهره مندی درج میشود.
یکی از مشکلات در زندگی بشر، به ویژه مؤمنان، وسوسههای شیطان است. در این زمینه فرمود: «والشیاطینُ مغْلولة» شیطانها در این ماه در زنجیرند و تنها پارس میکنند؛ اما کسی را نمیگزند. شیطان موجودی است که به اذن خدای سبحان وسوسه میکند. وسوسه شیطان نعمت و رحمت است؛ چون هر کسی به جایی رسید، در اثر مبارزه با وسوسه، در میدان جهاد اکبر بود که پیروز شد. اگر وسوسه نباشد و راه برای گناه باز نباشد، راه اطاعت یک طرفه است و اطاعت ضروری میشود و اگر اطاعت ضروری شد دیگر جا برای ضرورت وحی و رسالت و تکلیف و دین نخواهد بود. عالمی که در آن گناه نباشد، عالم دین و تکلیف و امر و نهی و مانند آن نیست.
شیطان در حدّ وسوسه مأموریت دارد که پارس کند، آنکه آشناست به این پارس اعتنا نمیکند، راه را طی کرده و به مقصد میرسد. امّا بیگانه بیراهه میرود و به دام شیطان میافتد. شیطان پارس را به گزیدن تبدیل میکند و از آن به بعد میگزد. البته شیطان تحت ولایت خدای سبحان است؛ بدون اذن خدا کاری نمیکند و در قیامت صریحاً میگوید: ﴿فلا تَلوُمُونی ولوموا أنفسکم ما أنا بمُصْرخکم وما أنتم بمُصْرخیّ﴾ امروز نه من به داد شما میرسم نه شما به داد من میرسید. من بر شما مسلط نبودم؛ فقط شما را دعوت کردم، خودتان آمدید. « وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ » (سوره ابراهیم آیه 22) ؛ خدا وعده حق داد و من وعده فریب. وعده حق را نپذیرفتید و وعده آمیخته به فریب من را پذیرفتید؛ پس من سلطهای بر شما ندارم.
اگر کسی وعده الهی را عمداً پشت سر گذاشت و به دنبال فریب شیطان رفت، خدای سبحان به او مهلت میدهد. اگر از این مهلت استفاده نکرد، از آن به بعد شیطان را بر او مسلط میکند. لذا به عنوان کیفر فرمود: «أَلَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیَاطِینَ عَلَى الْكَافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا» (مریم آیه 83) ؛ ما شیطانها را بر کفار مسلط کردیم تا سخت آنها را آزار دهند (و از سعادت ابد محرومشان سازند. در جای دیگر فرمود: «إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاء لِلَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ» ؛ (اعراف آیه 27) آنها که مؤمن نیستند، تحت ولایت شیطانند. و خدای سبحان شیطان را مانند کلب مُعلَّم (سگ دست آموز) بر آنها مسلط کرد. این سگ تربیت شده در ماه مبارک رمضان بسته است. عملاً کاری نکنید که باز شود. او فقط از دور پارس میکند، مبادا با دست خود زنجیرش را باز کنید؛ که خدای سبحان او را بر شما مسلط کند.
در اینجا سؤالی است که اگر ملائکه گناه نمیکنند، پس شیطان چگونه گناه کرد؟ جواب این است که شیطان از جن است و در بین فرشتگان بود ولی فرشته نبود. قرآن کریم، درباره شیطان میفرماید: « إِبْلِیسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ »(کهف آیه 58) شیطان، خود به خداوند گفت: مرا از آتش خلق کردی، خدا هم او را تکذیب نکرد. و اصل اینکه جن از آتش خلق شده در قرآن مورد تأیید است .
فرشته معصیت نمیکند. و جن، گاهی اطاعت دارد و گاهی عصیان. لذا فرمود: «و الشّیاطینُ مغلولة فاسْئلوا ربّکم أن لا یُسلّطها علیکم». از خدا مسألت کنید تا شیطان را بر شما مسلّط نکند. اگر خدا بخواهد شیطان را مسلط کند او را به وسیله ابزار درونی و خاطرات نفسانی بر ما مسلّط میکند. قوای نفسانی ما را ابزار دست شیطان قرار میدهد.
پی نوشت ها:
کتاب حکمت عبادات آیت الله جوادی آملی، ص162.
منبع: نشریه الکترونیکی اسراء، شماره 18.
|
![]() از زمان گسترش جامعه انسانی، مسئله روابط میان پسر و دختر در جوامع مختلف مطرح بوده است. ولی در دوران توسعه سیاسی، اجتماعی و ظهور رسانههای جمعی و سمعی و بصری، این مسئله شکل دیگری به خود گرفته و با نگرشی نو، بار دیگر رخ نموده است. دختر و پسر-روابط وعده ازدواج و بهانه شناخت خصوصیات رفتاری از مهمترین عواملی است... |
ادامه مطلب
معنا و ماهیت حقیقی شب قدر
پدید آورنده : سید سعید لواسانی ،
|
«قدر» در لغت به معنای اندازه و اندازه گیری است . (1) «تقدیر» نیز به معنای اندازه گیری و تعیین است . (2) اما معنای اصطلاحی «قدر» ، عبارت است از ویژگی هستی و وجود هر چیز و چگونگی آفرینش آن (3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودی هر چیز، «قدر» نام دارد . (4) بنابر دیدگاه حکمت الهی، در نظام آفرینش، هر چیزی اندازه ای خاص دارد و هیچ چیزی بی حساب و کتاب نیست . جهان حساب و کتاب دارد و بر اساس نظم ریاضی تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند . استاد مطهری در تعریف قدر می فرماید: «... قدر به ... |
ادامه مطلب
|
تربيت بر مبناي فطرت محسن اشراقي منبع:http://noorportal.net/394/452/453/47951.aspx اشاره: رشد و شکوفايي هر جامعه اي در گرو انسان ها و گروه هاي اجتماعي تربيت يافته و تعليم ديده متخصص و با وجدان است. اين تعليم و تربيت بايد از دوران کودکي و نوجواني آغاز گشته تا آخر عمر ادامه يابد. تربيت يعني به ظهور رساندن امکانات بالقوه موجود در درون شخص و به عبارت ديگر برانگيختن استعدادها و قواي گوناگون انسان و پرورش آن که بايد با کوشش مربي و خود متربي توام گردد تا به منتهاي کمال نسبي خود به ميزان طاقت و توانايي نايل شود و در مسير فضيلت قرار گيرد، يعني به تمام معني تزکيه شود تا آماده تعليم گردد. تعليم عبارت است از فراهم آوردن زمينه براي رشد و شکوفايي ذهني انسان که در هر آموزش يکي از آنها به فعليت مي رسد و به تعبير ديگر تعليم عبارت است از تلقين و ايصال و انتقال معلومات به اذهان. |
ادامه مطلب
|
آداب تعليم در اسلام احمدعلي نيازي منبع:http://noorportal.net/394/452/453/48090.aspx مقدمه: اهميت آموزش و وظيفه مقدس آموزگاري در اسلام، بر كسي پوشيده نيست. هر نعمت متناسب با خود شكري دارد. شكر نعمت دانش، گسترش و نشر آن در ميان جامعه است (زكاة العلم ان تعلّمه عباد الله)[1] پيامبران معلّمان جامعه بودهاند و براي رشد معنوي و تزكيه روحي جامعه تلاش ميكردند.[2] از ديدگاه اسلام علم متاعي نيست كه بتوان آن را با ساير متاعهاي دنيا معامله كرد و براي خود مال و مقام به دست آورد. دانش هديه الهي و تحفهاي از جنس نور است كه به خواست الهي، دلهاي بندگان خاص خدا را روشن ميسازد.[3] |
ادامه مطلب
هنوز این سوال وجود دارد که آیا رشد کودک تحتتأثیر وراثت قرار دارد یا تربیت؟براساس تحقیقات، جریان رشد کودک میتواند به وسیله عوامل ژنتیک، حوادث پیش از تولد، تأثیرات محیطی متنوع و نیز از طریق رفتار خود کودک و یادگیریاش تحتتأثیر قرار گیرد.
تمام این عوامل از راههای پیچیدهای بر یکدیگر اثر متقابل میگذارند. اگر بخواهیم عامل تأثیرگذار مهم از بدو تولد کودک را مورد بررسی قرار دهیم خواهیم دید که از دیدگاههای مختلف، کیفیت تعاملات اولیه پدر و مادر با کودک است که شخصیت کودک را در سراسر زندگیاش تحتتأثیر قرار میدهد.
در هر گروه از بزرگسالان افرادی با تفاوتهای شخصیتی و رفتاری یافت میشوند. برخی از پدر و مادرها هیجانزده هستند؛ برخی بیخیالاند؛ بعضی خجالتی و درونگرا؛ عدهای هم اجتماعی و پرحرفاند. برخی از پدر و مادرهای عصبی هنگام تصمیمگیری یا رویارویی با مشکل، ناراحت و مردد میشوند، برخی دیگر به دقت راههای عملی مختلف را سبک و سنگین میکنند و بعضی مشتاقانه و حتی خود بهخود ریسک میکنند (البته اینها ویژگیهایی هستند که تحتتأثیر تجربههایی که افراد به دست میآورند و شرایطی که خود را در آن مییابند، قرار میگیرند). همه کودکان نیز شبیه یکدیگر نیستند اما همگی آنان در دوران نوزادی نیاز دارند که مراقبانشان آنها را در آغوش بگیرند، نوازش کنند، با آنها صحبت کنند، برایشان لبخند بزنند و آواز بخوانند. کودکانی که یک به یک این معادلات را بموقع تجربه نمیکنند ممکن است بعدها در زندگیشان دچار مشکلات عاطفی شوند. کودکان مادرها و پدرهای مهربان، رشد اجتماعی خوبی دارند و تواناییشان برای دلسوزی و همدردی با دیگران زیاد است. اگر این مادرها و پدرها از مهربانی و محبت بهعنوان تقویت کننده رفتار مطلوب کودکشان استفاده کنند راستگویی و صداقت کودکشان افزایش مییابد.
طبق تحقیقات آکادمی پزشکی اطفال آمریکا، پدر و مادر باید از کودکشان تعریف و او را تحسین کنند، از صحبتهای مثبت استفاده کرده و خود را علاقهمند به آنچه کودکشان میگوید نشان دهند. وقتی کودک کاری را انجام داده که پدر و مادر دوست دارند آن را بهترو مرتبتر انجام میداد باید از تقویتهای مثبت مانند تعریف، تمجید و محبت بهجای تقویتهای منفی مانند تنبیه استفاده کنند. نامهربانی و بیعاطفه بودن مادر و پدر در اوایل کودکی موجب مشکلات رفتاری کودک در سالهای بعدی زندگیاش میشود.
شکست مادر و پدر در ابراز عشق و محبت میتواند منجر به عزت نفس پایین، رفتارهای ضداجتماعی، پیشرفت کم تحصیلی و آسیب به سلامت جسمانی کودک شود.
اثرات بیتوجهی و ناسزا گفتن والدین بر کودکان
بدرفتاری با کودک مانند ناسزا گفتن و بیتوجهی هر دو میتوانند بلافاصله یا در طولانی مدت اثرات منفی روانشناختی، جسمی و رفتاری بر کودک بگذارند. کودکانی که نسبت به آنها بیتوجهی میشود در کنار آمدن با درخواستهای زندگی احساس حقارت میکنند و از اینرو نسبت به دیگران بدگمان و متخاصم میشوند. در نتیجه، ممکن است سبک زندگی آنان شامل انتقامجویی، بیزاری از موفقیت دیگران و انجام دادن هر آنچه احساس میکند سزاوار آنهاست، باشد. کودکانی که مورد بیتوجهی قرار میگیرند و به آنان ناسزا گفته میشود به احتمال خیلی زیاد در دلبستگی و عشق دچار مشکل میشوند و عزت نفس پایینی خواهند داشت. وابستگی زیادی به دیگران پیدا میکنند و عصبی خواهند شد.
بدرفتاریکردن با خردسالان میتواند از رشد مغزشان جلوگیری کند و پیامدهای درازمدتی داشته باشد بهطوریکه توانایی پاسخدهی به مهربانی و حمایت در کودکانی که به باد ناسزا گرفته میشوند بهطور محدودی رشد میکند. همچنین آنان ممکن است در برخورد با استرس، تمرکز، توجه و کنترل تکانهها و حرکات ظریف مشکل داشته باشند. خردسالانی که به آنها ناسزا گفته میشود ممکن است مستعد بیش فعالی، اضطراب و اختلالات خواب باشند. خردسالانی که به آنها بیتوجهی میشود نمرات کمتری در تواناییهای شناختی، اجتماعی و عاطفی دریافت میکنند. به احتمال زیاد در زبان بیانی و دریافتی تأخیر خواهند داشت و در آزمون هوش نمرات پایینی میگیرند. به علاوه کودکانی که از بدرفتاری رنج میبرند در خطر بیشتری قرار دارند که بعدها در زندگیشان خشونت را به کار برند و به احتمال زیاد چرخه بیتوجهی به کودک را با بدرفتاریکردن با کودکان خودشان ادامه میدهند.
اثرات آزار دادن و ناراحت کردن کودکان توسط والدین
پدرها و مادرهای آزاردهنده و اعصاب خردکن باعث میشوند کودکان رشد شناختی، اجتماعی و عاطفی ضعیفی داشته باشند. این والدین احساس میکنند مراقبت و نگهداری از کودکشان در مقایسه با کودکان دیگر سختتر است یا خیلی اوقات که با کودکشان هستند عصبیاند و احساس ناراحتی میکنند. تحقیقات نشان میدهند که اینگونه کودکان مشکلات رفتاری مانند دعوا کردن، مشاجره کردن یا کتک زدن را بروز میدهند آنان در آمادگی شناختی برای ورود به مدرسه، توانایی کلامی و بلوغ روانی اجتماعی نمرات پایینی دریافت میکنند.
کودکان بزرگتر که والدین آزاردهنده دارند مشکلات عاطفی و رفتار عمیقی بروز میدهند. والدینی که کودک را زیاد آزار میدهند و ناراحت میکنند موجب میشوند حواسپرتی، آشفتگی و خصومت کودک در کلاس بیشتر شود. تحقیقات نشان میدهد هر چقدر آزار دادن پدر و مادر در مراحل رشدی کودکان زودتر شروع شود بعدها در زندگی این کودکان، پیامدهای مسئلهدار و بغرنج قابل پیشبینی خواهد بود. بهتر است این والدین گاهی اوقات از کودکان خود دور شوند و برای کنار آمدن با استرس خود از ورزش منظم و معاشرت کردن با دیگران کمک بگیرند. والدین در رابطه خود با کودکشان تا حد زیادی از طریق عشق برانگیخته میشوند.
والدین هر وضعیتی که داشته باشند فرقی ندارد زیرا کودکان از آنها توقع عشق و مراقبت دارند. پدر و مادر دائما میتوانند کودکشان را در آغوش بگیرند یا به او بگویند، «دوستت دارم» که این کار مخصوصاً برای کودکان خشمگین، اهل جروبحث یا بدخلق میتواند اثربخش باشد. خردسالان رفتارهایی را که از پدر و مادر خود میبینند الگو قرار میدهند و به احتمال خیلی زیاد، آن را در بزرگسالی برای کودکان خود بروز میدهند. کودکانی که پدر و مادری مهربان و با عاطفه دارند در بزرگسالی حس امنیت بیشتری از زندگی خود، گزارش میدهند.
کودکان در دنیای اجتماعی متشکل از شبکههای پیچیده روابط با دیگران بزرگ میشوند. در چنین دنیای اجتماعی است که قدرت درک و فهمشان، توانایی برقراری ارتباطشان، ادراک از خود، سازگاری و نیروی کنار آمدن با استرس و تغییر را گسترش میدهند. به والدین توصیه میکنیم از آنجایی که مهربانی مراقبان با رشد روانی اجتماعی کودکان، در ارتباط است مهم است آنها کسی را برای مراقبت از کودک خود بهعنوان پرستار یا مراقب انتخاب کنند که با کودک مهربان و با محبت باشد و نسبت به او بدرفتاری نکند
قوانين حاکم برنفس انسان وتربيت ديني (2)
درگفت وگو با حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد غروي
با توجه به اينکه در روايات درباره برخي از صفات تأکيد خاص شده است، آيا تأثير برخي از صفات درزمينه سازي براي دين داري بيشتر است ويا اينکه همه صفات اخلاقي دريک مرتبه است؟
همه صفات در يک حد نيستند، همان طور که همه مؤلفه هاي دين داري دريک رتبه نيستند؛ عقايد، ايمان و شئون ايماني والتزام به واجبات وترک محرمات رتبه بالاتري دارند. هر کدام از اينها نيز مراتب مختلفي دارد.آن گاه ارزش هاي اخلاقي نيز با هرکدام از اين مؤلفه ها ارتباطات ويژه اي دارد . براي مثال، کسي که خوي خود پسندي و خود محوري ندارد ودر برابر حق تواضع دارد، زمينه ي مناسبي براي پذيرش حق دارد. بديهي است که ارزش هاي اخلاقي نيز به همين صورت است. ازاين روي، در روايات برخي از ارزش هاي اخلاقي «کليد واژه» دين داري معرفي شده اند؛ مانند «الحسد ياکل الايمان کما ياکل النار الحطب»؛ حسد ايمان را مي برد،همان طور که آتش هيزم را مي بلعد؛ زيرا وقتي حسد آمد، به دنبال آن رذايل ديگري مانند غيبت، تجسس، دروغ وخيانت هم خواهد ...
ادامه مطلب
درگفت وگو با حجت الاسلام والمسلمين سيد محمد غروي
اشاره:
آيا درعلم النفس اسلامي گرايش انسان به دين تلقي شده است ودرنتيجه آن گرايش درسرشت اوريشه دارد يا چون انسان عاقل است به خدا ودين روي مي آورد ورهنمون شدن اوبه سوي خدا ودين ، جنبه ي عقلاني دارد؟
فيلسوفان ما چه مشائيان وچه اشراقيان وچه فيلسوفاني که منتسب به فلسفه متعاليه هستند، به نوعي گرايش ذاتي دين را باور دارند. هرچند که آن راامري عقلاني...
ادامه مطلب


